120 ـ إسحاق العذري

هو إسحاق بيگ البيكدلي  ، المتلقّب في شعره بعذري  .

شاعر إيراني  ، عرف بقصائده الغزلية  .

له (تذكرة إسحاق بيگ)  ، وله (ديوان شعر)  .

توفي بقم سنة 1185هـ  .

من شعره :

سركوئى كه باشد بى پن هانرا پناه آنجا***ستم باشد كه ريزد خون چون من بيگناه آنجا

بآن خلوت كه جز من ره نجستى اندران اينك***بتقريب پيام غير بايد برد راه آنجا

بردر او كه نشد دل شودم شاد آنجا***شاد باد آنكه كند گاه زمن ياد آنجا

خوش بهشتى است چمن خوشتر از آن بودى اگر***باز بودى درى از خانه صياد آنجا

وله أيضاً :

افسوس كه شد باد خزان باز وزان***شد فصل بهار وآمد ايام خزان

آنانكه بدند روز وشب گرد رزان***انگشت زنان شدند وانگشت گزان

وله أيضاً :

از عشق تو بهتر ارچه سودائى نيست***وزكوى تو خوشتر ارچه ماوائى نيست

دردا كه از آن براى ما سودى نه***فرياد كه بهر ما در آن جائى نيست

المراجع :

الذريعة ج9 قسم 3 ص709  ، ريحانة الأدب (فارسي) 4/117  ، فرهنگ سخنوران (فارسي) ص385  ، مجمع الفصحا (فارسي) ج2 قسم 2 ص731  .